جواد فیروزمند: امیر یغمایی و ۱۰۰۰ کودکی که رجوی به گروگان گرفت

0
144

در همین رابطه اما همه امیرها باید بدانند که قضاوت درباره جداشدگان و زندگی نسلی که توسط رجوی به یغما رفت، کار آسانی نیست. بهتر است قضاوت ها به تاریخ و مردم سپرده شود. چرا که بازگویی یا بازتاب القاب تولیدی فرهنگ بغایت ضد انسانی رجوی درباره بخشی از جداشدگان، برای ایجاد ترس یا واهمه ای است که آنان خود تا کنون به همین دلایل سکوت اختیار نموده بودند. از اولین جداشده در تاریخ مجاهدین تا آخرین آن که هر هفته در آلبانی اتفاق می افتد و تعداد آن نزدیک به ۳۰۰۰ تن می باشد، همگی از نسل یا نسل هایی بودند که عشق میهن و مردم خود را در سینه داشته و دارند. اتهام به بخش یا تعدادی از جداشدگان که همیشه تاریخ توسط دستگاه ضد انسانی رجوی تولید و منتشر می گردد، مسئله ای از امروز یا فردای مردم ایران حل نخواهد کرد و این بازار مکاره ای است که سود اش به جیب رجوی می ریزد. تا امثال امیر ها سکوت اختیار نمایند و از ظلمی که برآنان رفته چیزی نگویند تا مورد غضب رجوی قرار نگیرند. از سرنوشت تلخ خود با مجاهدین بگوییم تا چراغی برای روشن کردن راه و رسم زندگی و مبارزات جوانان امروز ایران باشیم و قضاوت را به مردم ایران و تاریخ بسپاریم!

امیر یغمایی و ۱۰۰۰ کودکی که رجوی به گروگان گرفت

جواد فیروزمند ـ آریا ایران ـ  01.92.2019

Koudakan Khakestari-Amir va Esmaeel vafa-Maryam Rajaviaryam 2

داستان امیر وفا یغمایی و کودک سربازان سازمان مجاهدین خلق

Javad Firoozmand20

لینک به منبع

جواد فیروزمند، آریا ایران

امیر یغمایی و ۱۰۰۰ کودکی که رجوی به گروگان گرفت

ویدیوی گفتگوی امیر یغمایی در تلویزیون میهن، از موارد بسیار نادری بود که بالاخره اتفاق افتاد و راز گروگانگیری ۱۰۰۰ تن از کودکان خانواده های اعضای مجاهدین را فاش ساخت.

امیر یغمایی، کسی که در پایگاه های سازمان مجاهدین در فرانسه متولد شد، در کودکی به پایگاه اشرف در عراق اعزام گردید و از نزدیک با سیستم ضد انسانی، کودک کش و مافیای تشکیلات رجوی دست و پنجه نرم کرد.

کسی که مانند ۱۰۰۰ کودک دیگر، در سال ۱۹۹۱ به اجبار از پدر و مادر خود جداشده و آواره کشورهای اروپایی گردید. به دست خانواده های هوادار سازمان سپرده شد تا چند سال بعد مجددا در ۱۴ سالگی بعنوان سرباز رجوی به عراق اعزام شود.

شجاعت امیر یغمایی و گفتار او از این جهت حائز اهمیت است که اکنون او نسبت به سرگذشت خود و آنچه که رجوی بر سر کودکان مجاهدین و مردم ایران وارد نموده، آگاهی و اشراف کامل دارد. او می تواند الگویی برای دیگر کسانی باشد که دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را در تشکیلات توتالیتر رجوی گذرانده و سرمشقی بر جوانان ایران زمین باشد. تا فریب بازماندگان سازمان رجوی را نخورند و وارد جنگ شخصی رجوی با دولت ها نشوند.

اهمیت بیان سرگذشت امیر یغمایی در این است که او یکی از هزار نمونه ای است که زبان گشوده و از درد خود و کودکانی می گوید که مریم و مسعود رجوی بنام حقوق بشر و آزادی ایران، هست و نیست شان را در مسیری کاملا غلط و ضد ایرانی به تاراج برد، کودک کشی کرد، زندگی و جوانی شان را در سازمان مخوف مجاهدین قربانی نمود و از این مسیر به سود سرشاری رسید.

سرگذشت آقای امیر یغمایی در کنار سرگذشت غم انگیز پیشینیان و دیگر اعضای جدا شده سازمان که در تمام این سالیان از قربانیان رجوی بودند، مکمل پازلی است که تصویر واضح تری از یک فرقه مخوف، ضد انسانی و ضد ایرانی بنام فرقه مجاهدین را ارائه می دهد.

امید است که سخنان صادقانه آقای امیر یغمایی، راه را بر دیگر دوستان فعلی یا سابق امیر باز نموده و آنان نیز بدون واهمه از مارک ها و القابی که پیشاپیش توسط رهبری سازمان آماده شده، سرگذشت خود با مجاهدین را بگویند و با بازگویی حقایق، خود را با تاریخ مردم ایران پیوند بزنند.

در همین رابطه اما همه امیرها باید بدانند که قضاوت درباره جداشدگان و زندگی نسلی که توسط رجوی به یغما رفت، کار آسانی نیست. بهتر است قضاوت ها به تاریخ و مردم سپرده شود. چرا که بازگویی یا بازتاب القاب تولیدی فرهنگ بغایت ضد انسانی رجوی درباره بخشی از جداشدگان، برای ایجاد ترس یا واهمه ای است که آنان خود تا کنون به همین دلایل سکوت اختیار نموده بودند.

از اولین جداشده در تاریخ مجاهدین تا آخرین آن که هر هفته در آلبانی اتفاق می افتد و تعداد آن نزدیک به ۳۰۰۰ تن می باشد، همگی از نسل یا نسل هایی بودند که عشق میهن و مردم خود را در سینه داشته و دارند. اتهام به بخش یا تعدادی از جداشدگان که همیشه تاریخ توسط دستگاه ضد انسانی رجوی تولید و منتشر می گردد، مسئله ای از امروز یا فردای مردم ایران حل نخواهد کرد و این بازار مکاره ای است که سود اش به جیب رجوی می ریزد. تا امثال امیر ها سکوت اختیار نمایند و از ظلمی که برآنان رفته چیزی نگویند تا مورد غضب رجوی قرار نگیرند. از سرنوشت تلخ خود با مجاهدین بگوییم تا چراغی برای روشن کردن راه و رسم زندگی و مبارزات جوانان امروز ایران باشیم و قضاوت را به مردم ایران و تاریخ بسپاریم!

ضمن قدردانی از این گفتگوی بسیار ارزشمند، لازم است اشاره کنم که سرگذشت تلخ امیر یغمایی، یکی از هزار نمونه ای است که دیگر جداشدگان نیز پیش از او، زوایای تاریک دیگری را بازگو و فاش نموده اند تا قدم نهادن در این مسیر، درخشان تر از پیش، سهل و آسان گردد. اما باند تبهکار رجوی درباره آن سکوت اختیار نموده و با بکارگیری انواع ترورهای اخلاقی، حاضر به پاسخگویی نبوده و نیست.

چهارشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۷ – ۳۰ ژانویه ۲۰۱۹

جواد فیروزمند

——————————–

Sobhani-Seyyedi Kashani-Rajavi

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید