زهرا میرباقری:کارکرد آلیناسیون، نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی – 3

0
25

آری این تحقیرات و مغزشویی ها به ظاهر نرم بود ولی دریچه تحمیقش از گذشته بازمی شد و سابقه آن به زمانی می رسید که مسعود خودش را بعنوان رهبرعقیدتی در پروسه ای به ظاهر نرم به ضمیر و روح و روان اعضاء تحمیل کرد. رجوی خودش را در عواطف مذهبی اعضاء بجای پیامبر اسلام و امامان شیعه و در تقدس به مانند مسیح جا زد و برای نیرهای کمونیست لنین دوم نمایاند. از آنجا که نقش مثبت مدیریت زنان و بالنده بودن آنان وقتی که مسئول و دلسوزمی شوند در جهان بسیار تبلیغ و اثبات نیز شده است، مسعود با وارد کردن مریم بعنوان مسئول اول سازمان و بعد وی را همردیف خودش در سازمان معرفی نمود. مریم عضدانلو (رجوی) نقشش و مسئولیتش برای حفظ و نگهداری از “سرِ سازمان” و به اصطلاح خودش “سرِ جنبش” یعنی مسعود بود، این هدف به مریم نیز در پروسه های گذشته تحمیل و تحمیق شده بود.  به این می گویند ابزار به ظاهر نرم. در حالیکه اکنون که ما در دنیای آزاد بسر می بریم و نیز برای افکار عمومی و جهانی در محتوا و حتی در ظاهر این ابزار تحمیل و تحقیر نشان داده می شود. ولی تشکیلاتاً و مشخصاً توسط مریم در سلسله مراتب خیلی تلاش می شد آرام و نرم و آرمانی جلوه داده شود. درقسمت های آینده به “بند” های به اصطلاح انقلاب مریم که ترفندهای رجوی برای مغزشویی و تحمیق اعضاء سازمان بویژه زنان بود خواهم پرداخت.

کارکرد آلیناسیون، نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی – قسمت سوم

زهرا میرباقری ـ 27.01.2018

Albania-mojahedin-Konferenz warsho 260-410

کارکرد آلیناسیون، نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی – قسمت سوم

مریم با دیکته مسعود به اعضاء، بویژه زنان اعلام کرد به هر قیمت و تا آخر عمرتان باید در مسیر سازمان مسعود بمانید. وی در نشستهای ایدئولوژیک و بحث هایی تحت عنوان شورای رهبری و بندهای مختلف بویژه بند “ب” که محتوای آنرا معنی کرد: “ناموسِ مسعود بودن و ماندن تا آخرعمر” و همیشه مثال می زد که باید مانند زنی باشید که با لباس سفید عروسی وارد خانه شوهرش می شود و با کفن سفید خارج شده و به گور سپرده می شود. مسعود میگفت: باید “ناموس همچون خودش باشید چون مریم باشید” زیرا مریم جسم و جان و تمام روح و روان و قلبش را به مسعود هدیه کرد و در اختیار وی نهاد.

مسعود بمانند مردان افسارگسیخته و فحاش به زنان ناسزا می گفت و همیشه رو به زنان می گفت: “پدرِ شما بابت نگهداری شما به من هیچ هزینه ای پرداخت نمی کند”، و در جلساتش با زنان می گفت: “شما خیلی غلط کرده اید که به فکر همسران قدیمی خود و بچه های خود باشید” و با فرهنگ لمپنی خاص خود می گفت: “بچه نگویید بلکه خرچه بیشتر زیبنده این وروجک ها می باشد”.
آری این تحقیرات و مغزشویی ها به ظاهر نرم بود ولی دریچه تحمیقش از گذشته بازمی شد و سابقه آن به زمانی می رسید که مسعود خودش را بعنوان رهبرعقیدتی در پروسه ای به ظاهر نرم به ضمیر و روح و روان اعضاء تحمیل کرد. رجوی خودش را در عواطف مذهبی اعضاء بجای پیامبر اسلام و امامان شیعه و در تقدس به مانند مسیح جا زد و برای نیرهای کمونیست لنین دوم نمایاند.
از آنجا که نقش مثبت مدیریت زنان و بالنده بودن آنان وقتی که مسئول و دلسوزمی شوند در جهان بسیار تبلیغ و اثبات نیز شده است، مسعود با وارد کردن مریم بعنوان مسئول اول سازمان و بعد وی را همردیف خودش در سازمان معرفی نمود.
مریم عضدانلو (رجوی) نقشش و مسئولیتش برای حفظ و نگهداری از “سرِ سازمان” و به اصطلاح خودش “سرِ جنبش” یعنی مسعود بود، این هدف به مریم نیز در پروسه های گذشته تحمیل و تحمیق شده بود.
به این می گویند ابزار به ظاهر نرم. در حالیکه اکنون که ما در دنیای آزاد بسر می بریم و نیز برای افکار عمومی و جهانی در محتوا و حتی در ظاهر این ابزار تحمیل و تحقیر نشان داده می شود. ولی تشکیلاتاً و مشخصاً توسط مریم در سلسله مراتب خیلی تلاش می شد آرام و نرم و آرمانی جلوه داده شود.
درقسمت های آینده به “بند” های به اصطلاح انقلاب مریم که ترفندهای رجوی برای مغزشویی و تحمیق اعضاء سازمان بویژه زنان بود خواهم پرداخت.
ادامه دارد…
زهرا سادات میرباقری

————————

میرباقری:کارکرد آلیناسیون، نقش خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی

میرباقری:کارکرد آلیناسیون، نقش خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی

چگونه و چطور فرقه رجوی اقدام به عمل زنان و مقطوع النسل کردن بیش از ۱۰۰ زن مجاهد خلق طی سالهای گذشته بویژه در حصار قرارگاه بسته اشرف در استان دیالی عراق و پایگاه های بغداد از پارسیان و بدیع زادگان و … را انجام داد؟ و چگونه موفق شد با تحمیق زنان اینکار ضد انسانی و خشونت عریان علیه زنان را در پوش مبارزه با سرطان و ترفند های دیگر و با آرمانی نشان دادن این عمل و با نام گذاری شخص مسعود بر این عمل، یعنی رفتن و رسیدن به “بالای قله” رهایی زنان و جدا شدن از ایدئولوژی جنسیت، توجیه کند و انجام دهد؟ موضوع و تئوری به “هر قیمت” در ساختار و ایدئولوژی و استراتژی مریم چیست؟ چرا این فرقه از سیاست زمان خریدن و وعده پناهنده گی آسان و … برای تحمیق و فریب اعضاء خواهان جدایی از فرقه بویژه زنان استفاده کرده و همچنان ادامه می دهد؟ چرا و چگونه تاکنون این فرقهِ سرکوبگر و دیکتاتور نوین موفق به جلوگیری از فرار و جدایی و مانع ریزش هر چه بیشتر انسانها و بویژه زنان و کل ساختار خود شده است؟ نقش اینترنت و شبکه های مجازی (البته محلی و مداربسته و کنترل شده) برای ماندگاری اعضاء بویژه زنان چگونه و چیست است؟

کارکرد آلیناسیون، نقش خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی (قسمت اول و دوم)

زهرا میرباقری ـ 01.01.2019

Albania-MKE-Artesh warshekaste va bazneshaste

کارکرد آلیناسیون بر روی زنان، نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای فرقه رجوی (قسمت اول)

توسط انجمن نجات مرکز تهران آخرین بروزرسانی ۲۲ آذر ۱۳۹۷
لینک به منبع

من بعنوان یک زن که از سازمان مجاهدین خلق – رجوی، گریختم درباره کارکرد آلیناسیون در این فرقه و نقش سرکوب و خشونت علیه زنان در بقای ساختار رجوی چه می گویم

تئوریِ زن ستیز رجوی – مسعود و مریم و اهداف آن چیست؟

درسازمان مجاهدین خلق و بطورخاص تئوریِ شخصِ مسعود و سوء استفاده از مذهب بویژه ابزار کردن تشیع سرخ علوی، اسلام محمدی، شعائر و برگزاری مناسبت های تاسوعا، عاشورا و شب های قدر و پاسداشت ایام محرم و از جمله نماز چیست؟

نقش و کارکرد قربانیان و زندانیان بعنوان خانواده اسراءِ فرقه، برای ماندن به هر قیمت در تشکیلات سازمان، چیست؟

تا کنون مریم و مسعود چه روشهای خشونت آمیز و وحشیانه ای علیه زنان در راستای امنیت و بقای خود انجام داده اند؟

چرا فرقه رجوی نیازمند به فروپاشی مقاومت و ایستادگی زنان در برابر فشارهای ذلت ‌بار خود می باشد

نقض حقوق بشر حقوق زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط مریم رجوی و مسعود رجوی

چرا مریم رجوی با لباسهای رنگی و شیک پوشی و خود آرایی مخصوصاً درصورت و موهای زنان مانند خودش در فرقه اش مبارزه می کند و چگونه با سوء استفاده از”فرم” و بحث متحد الشکل کردن زنان، با مینیمم خواسته ها و تمایلات و زیبایی ها و طبیعت زنان مبارزه کرده است و خواسته های آنها را در نطفه خفه نموده است؟

دستاویز و سلاح مریم برای اعمال خشونت بی رحمانه علیه زنان چیست؟

چرا و چگونه مریم رجوی با تئوری و دیکته مسعود با توجیه مبارزه “علیه جنسیت” با هویت و بود و نبود زنان مبارزه می کند؟

چرا مریم می گوید هیچ پدیده و موضوعی برای انسانهای در فرقه اش بویژه زنان شخصی و خصوصی به رسمیت شناخته نمی شود؟

چرا مریم رجوی خطاب به زنان می گوید: “شما متعلق به خود” نیستید ؟

آیا بالا رفتن سن، پیری و فرسودگی ، بیماری و از کار افتادگی موانع جدایی زنان از این فرقه محسوب می شود؟

نقض حقوق بشر حقوق زنان در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط مریم رجوی و مسعود رجوی

آیا فرقه رجوی تنها فرقه ای است که برای رسیدن به اهداف و بقای خود از مِتُدِ “آلیناسیون و از خود بیگانگی” تئوری و ابزاری به ظاهر نرم بنام ایدئولوژی، و طرح اهداف و انگیزه های فعال اجتماعی بنام ِ برقراری دمکراسی، عدالت اجتماعی و برقراری آزادی های زنان از یک سو و از طرف دیگر با موج سواری بر اعتراضات و اعتصابات و تظاهرات مردم در داخل کشور و خواسته های برحق آنها مشغول نابود کردن هویت، هستی، بود، عمر و سلامتی جسمی انسانها و بویژه زنان تشکیلاتش می باشد؟

هدفِ رجوی ازعمل روی زنان ( شامل جراحی و خارج کردن رحم و تخمدانها) بصورت گسترده در سازمانش چیست؟

چگونه و چطور فرقه رجوی اقدام به عمل زنان و مقطوع النسل کردن بیش از ۱۰۰ زن مجاهد خلق طی سالهای گذشته بویژه در حصار قرارگاه بسته اشرف در استان دیالی عراق و پایگاه های بغداد از پارسیان و بدیع زادگان و … را انجام داد؟ و چگونه موفق شد با تحمیق زنان اینکار ضد انسانی و خشونت عریان علیه زنان را در پوش مبارزه با سرطان و ترفند های دیگر و با آرمانی نشان دادن این عمل و با نام گذاری شخص مسعود بر این عمل، یعنی رفتن و رسیدن به “بالای قله” رهایی زنان و جدا شدن از ایدئولوژی جنسیت، توجیه کند و انجام دهد؟

موضوع و تئوری به “هر قیمت” در ساختار و ایدئولوژی و استراتژی مریم چیست؟

چرا این فرقه از سیاست زمان خریدن و وعده پناهنده گی آسان و … برای تحمیق و فریب اعضاء خواهان جدایی از فرقه بویژه زنان استفاده کرده و همچنان ادامه می دهد؟

چرا و چگونه تاکنون این فرقهِ سرکوبگر و دیکتاتور نوین موفق به جلوگیری از فرار و جدایی و مانع ریزش هر چه بیشتر انسانها و بویژه زنان و کل ساختار خود شده است؟

نقش اینترنت و شبکه های مجازی (البته محلی و مداربسته و کنترل شده) برای ماندگاری اعضاء بویژه زنان چگونه و چیست است؟

چرا آمار فراریان و جدا شدگان زن از فرقه مجاهدین خلق کمتر از آمار مردانِ فراری و جدا شده از این سازمان است؟

آیا وضعیت و برخورد سخت و مشقت بار و بعضاً خشونت بار و ضد انسانی با مهاجران و پناهندگان در سراسر جهان به کمک این فرقه آمده است یا خیر؟

شاید پاسخ برخی سوالاتِ بالا در خودِ سوال نمایان باشد و در ظاهر برخی تکراری بنظر آید ولی نقش سوال در ذهن و فعالیت و طوفان ذهنی برای بدست آوردن پاسخ سوال، آنرا در ذهن ماندگار و اکتیو می نماید، تا انسان برای مبارزه، افشاء و برای برچیدن این فرقه و نجات و رهایی زنان و مردانِ آن، بدنبال راه حل و اقدام عملی بر آید و نیز هر جدا شده ای از این فرقه با شنیدن این سوالات کل پروسه عمرش در این فرقه و رمزِ دیر جداشدن و رهایی از غل و زنجیرهای سازمان مجاهدین خلق، برایش یاد آوری می شود.

ادامه دارد …
زهرا میر باقری

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید