علی شیرزاد: آیا ورود بداخل مجاهدین سخت ولی خروج آزاد است؟

0
78

حال که متوجه شدید مجاهدین رجوی چقدرمجاهد ازجان گذشته واگاه واهل دادن قیمت بودند میشه فهمید مناسبات درونی چقدر فاسد شده بود این از ورود و هفت خوان ورودی و اما خروج هرکسی که درخواست خروج میداد زیرفشار و نشست و کتک و تف و شکنجه های روحی و روانی خردش میکردند که تعدادی بخاطر همین خودکشی کردند چون اجازه نداد بروند. انهای را که بقول خودش چراغ خاموش میکرد ومیگفت بروید ریل اینطوری بود.Ali-Shirzad- Jodashodeاول بنگالی یاهمان زندان انفرادی بعد هم از شش ماه تادوسال زندان اشرف بعدهم تحویل عراق وهشت سال زندان ابوغریب تعدادی هم فرار میکردند که دستگیر و تحویل عراق می داد و تعدادی راهم که میدید دیگر نمیتواند نگه دارد یا به بهانه عملیات یا بعنوان بردن بمرز سربه نیست میکرد ویا انها را به بهانه فرستادن به ایران می برد در مرز توی میدان مین می فرستاد و اتش می گشود به روی انها ، چون درپشتیبانی بودم از اسمها خبرندارم ولی خیلی ازنفرات دیگردرطی سالیان شنیدم بعدهم میگفت مجاهد شهید و انهایی هم که برای عملیات بداخل میرفتند و انجا فرار یا خودراتسلیم میکردند بعنوان شهید بما قالب میکرد وقتی امدم بیرون چندنفر شهید مجاهد را فهمیدم درایران واروپا درحال زندگی هستند عجب شهدایی و اما الان سه سال است که در البانی بگیر و ببند راه انداخته و …

آیا ورود بداخل مجاهدین سخت ولی خروج آزاد است؟

علی شیرزاد، وبلاگ عیاران ـ 23.12.2018

Albania-Hassan-shahbaz-260-410

لینک به منبع

دورغ های مسعود رجوی قسمت چهارم

ورود بداخل مجاهدین سخت ولی خروج آزاد

رجوی همیشه مدعی بود که ما بدلیل داشتن دشمن و ایدیولوژی انقلابی نمیتوانیم هرکسی را بپذیریم باید مجاهد ازجان گذشته و اگاه و اهل دادن قیمت باشد بخاطر این ما نفرات را غربال و یکی را انتخاب میکنیم و از ورود هرکس جلوگیری میکنیم بخاطر همین ورود خیلی سخت و نفرات باید از هفت خوان رستم عبور کنند ولی درب خروجی باز و هرکس ازاد است برود . این شیوه را از پیشوایمان حسین بن علی یادگرفتیم و کما اینکه چراغها را همیشه خاموش میکنیم تاهرکس اهل مبارزه و قیمت دادن نیست دنبال زندگی مطلوب خود برود حال میخواهیم همین را کمی بازکنیم تا مردم ایران بدونند داستان چیست قبلا مفصل حال خود را شرح داده ام فقط اشاره میکنم وقتی من به تشکیلات عراق رفتم و درگیری ما همان روز اول و دوم شروع شد . درخواست کردم مرا به مرز برگردانید و دو برابر خرجی که کردید را بلافاصله رسیدم به مقصد هر جا خواستید و با هر شیوه که گفتید می پردازم . که به درخواستم جواب نداده و مرا نگه داشتند خیلی از جداشده ها نوشته اند و خیلی ها هم ننوشته اند و ما خبرداریم چطوری امدند رجوی عمله و عکره خود را در کشورها گماشته و ایرانی ها را که بدنبال کار و پول بودند را از کشورها دیگر فریب و به اسم اینکه چندماه بمانید تا ریل قانونی فرستادن شما به هرجا خواستید را برویم و شما را به اروپا بفرستیم به عراق قرارگاه سابق اشرف میاورد مدارک و شناسنامه افراد را میگرفت و دیگر نمی فرستاد و نفرات به اجبار انجا میموندند همین ریل را برای ایرانی های مستقر درکشورهای اروپایی و امریکا و استرالیا هم میرفت پس می بینید ورود چقدرسخت بود نفرات ازهفت خوان رستم عبورمیکردند و مجاهدین اگاه و اهل دادن قیمت بودند و از صافی عبور میکردند دروغ که حناق نیست گلو را بفشارد این وسط از اردوگاه اسرارا عراقی سر اورد . از اروپا بقول خودش میلیشیا و بقول ما عزیز دردانه های مسولین ، از مردم عادی فریب خورده انقدرمعتاد و خلافکار فراری ازایران اورد . سر این موضوع صحبت نشود بهتراست . اینگونه مجاهدین تاپ وشاخ شمشاد که در ابتدا نوشتم وارد میکرد کلی هم نفوذی خمینی توی انها بود که حکومت خمینی میفرستاد و دردسرهای تشکیلاتی و سیاسی خود را بوجود میاوردند حال که متوجه شدید مجاهدین رجوی چقدرمجاهد ازجان گذشته واگاه واهل دادن قیمت بودند میشه فهمید مناسبات درونی چقدر فاسد شده بود این از ورود و هفت خوان ورودی و اما خروج هرکسی که درخواست خروج میداد زیرفشار و نشست و کتک و تف و شکنجه های روحی و روانی خردش میکردند که تعدادی بخاطر همین خودکشی کردند چون اجازه نداد بروند. انهای را که بقول خودش چراغ خاموش میکرد ومیگفت بروید ریل اینطوری بود. اول بنگالی یاهمان زندان انفرادی بعد هم از شش ماه تادوسال زندان اشرف بعدهم تحویل عراق وهشت سال زندان ابوغریب تعدادی هم فرار میکردند که دستگیر و تحویل عراق می داد و تعدادی راهم که میدید دیگر نمیتواند نگه دارد یا به بهانه عملیات یا بعنوان بردن بمرز سربه نیست میکرد ویا انها را به بهانه فرستادن به ایران می برد در مرز توی میدان مین می فرستاد و اتش می گشود به روی انها ، چون درپشتیبانی بودم از اسمها خبرندارم ولی خیلی ازنفرات دیگردرطی سالیان شنیدم بعدهم میگفت مجاهد شهید و انهایی هم که برای عملیات بداخل میرفتند و انجا فرار یا خودراتسلیم میکردند بعنوان شهید بما قالب میکرد وقتی امدم بیرون چندنفر شهید مجاهد را فهمیدم درایران واروپا درحال زندگی هستند عجب شهدایی و اما الان سه سال است که در البانی بگیر و ببند راه انداخته وانواع محدودیتها را اعمال میکند تاکسی خارج نشود وانهایی هم که نمیخواهندبمانند را با انواع کلاشی هانگه داشته مثلا بروید جاسوس رژیم میشوید ببینید بقیه که رفتند همه شده اند سعید امامی ودرحال شکنجه و تیرخلاص زدن به مجاهدین زندانی هستند و یا اگربروید مثل بقیه معتاد میشوید ویا توی جوی های البانی درمیان لجنهای روزگارمیگذرانید و…… تو که میگفتی ورود سخت و هفت خوان رستم است و دیدیم که ورود مثل ابخوردن وباکلاشی. فریب ونیرنگ نیرو میاوردی وبرعکس خروج صد خوان رستم واجازه نمیدهد یکی خارج شود راست میگویی سنت حسینی که مدعی ان هستی درب لیبرتی را بازکن و چشمانت راهم ببند وبگو هرکه میخواهد برود تا به حرفها ی دروغ که بخورد مامیدادی جامعه عمل بپوشانی ایا چنین کاری خواهد کردهرگز چون حرفها وعمل کاملا برعکس است ورود مثل ابخوردن وبا التماس وارد میکند ولی خروج هرگز دروغ نه حناق است که گلورابفشارد نه پیت حلبی ست که فروبرود ونه کنتوراست که شماره بی اندازد ومشخص شودکه دروغ است و حرف مفت تا دلش میخواست موضوعات راعکس کرده وبخورد ملت میداد تک تک کلمات رجوی راباید بازکنی تامشخص شود چکارمیکرد وچگونه سرنیروها کلاه میگذاشت مانفهمیدیم رجوی چگونه رهبر عقیدتی ست که اینقدربانیروهای خودش ناراست و ناصادق است انوقت مدعی ست سردرب مجاهدین فداوصداقت است ازبس خودش دارد ما درحیرتیم.

علی شیرزاد ۲۰۱۸ / ۱۲ / ۲۱

///////////////////////////////

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید