اهرم فشار محرومیت از خواب در فرقه رجوی

0
132

Maryam_Rajavi_Tirana_Albania_Cult_Leader_1

اهرم فشار محرومیت از خواب در فرقه رجوی

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، سیزدهم ژوئن ۲۰۱۷:… تمام سر و ته موضوع این بود که نفرات بعد از صرف افطار یکی یکی به مجیزگویی از مریم بپردازند و در ستایش از او چاپلوسی نمایند. هرکس هم که ساکت گوشه ای نشسته بود یکی از سران فرقه می آمد بصورت خودمانی کنار او می نشست و با مهر خواهری یا مهر مادری به او میگفت که مشکلت چیست و بعد از کلی حرفهای مفت به آن فرد میگفت که الان … 

اعتصاب غذا مریم رجویگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده (در دو قسمت)

اهرم فشار محرومیت از خواب در فرقه رجوی

مطلبی از یکی از جداشدگان فرقه رجوی با عنوان س. ر.
لینک به منبع

سازمان در دستگاه اعتقادی خود در بحث انسان شناسی توحیدی مدعی نگاه انسانی و ضد استثماری به انسانها می باشد. حالا ببینیم با این ادعا چگونه به اعضای خود نگاه و با آنها تنظیم رابطه می کند.

یک موضوع تضاد استراحت و کمبود خواب افراد در سازمان می باشد. قریب به اتفاق از کمبود استراحت در رنج اند. از زندان اشرف گرفته تا لیبرتی و اکنون در آلبانی هم این مشکل ادامه دارد. این موضوع علمی و بسیار بدیهی است که انسانها برای تجدید قوای تحلیل رفتهٔ جسمی و روحی بلحاظ بیولوژیک در طول شبانه روز نیاز به خواب و استراحت دارند. اما در سازمان موضوع خواب و استراحت علیرغم سنگینی و فشار کار حل نیست و بدل شده به مشکل برای افراد. البته در زندان اشرف و لیبرتی مشکل بسیار حادتر بود، نفر در اثر کم خوابی با تانکر ولوو از جاده منحرف و چپ کرد. نمونه ها زیاد هستند که بدلیل کم خوابی یا شب کاری های طولانی هنگام کار دچار آسیب دیدگی و صدمات جسمی شده اند.

واقعا برای من افراد دیگر خواب و استراحت مکفی شده بود رویا. تمام مشکلات روحی و جسمی افراد و فشارها به کنار، کمبود خواب هم یک معضل جدی بود. جرات نمی کردی تضاد کمبود استراحت را مطرح کنی. اگر میخوابیدی مارک بریده و انواع دهان دریدگی ها نثارمان میشد، بعد صدایمان می کردند و کلی جنگ اعصاب و تحقیر شدن برای چند ساعت استراحت کردن.

می گفتند باید مثل شتر بار ببری و خار بخوری. از اون طرف متناسب با کاری که میکردی اجازه خواب لازم که نیاز جسمی ما بود را نداشتی. واقعا افراد با مشکل مواجه می شدند. وقتی هم در همان نشست های بی محتوا و خسته کننده در اثر خستگی چرتشان می گرفت مورد انتقاد و توهین واقع می شدند. یک نمونه نفر در اثر فشار کار و خستگی مفرط بعد از نماز صبح حالش خوب نبود رفت خوابید. مسئولش با توپ پر و وقاحت تمام شروع به توهین و دهان دریدگی کرد. الفاظ زشت که لایق سازمان و رهبرشان است به افراد نسبت می دادند.

حالا خودتان قضاوت کنید. آن ادعاهای پوشالی انسان شناسی توحیدی را باور کنیم یا این تنظیم رابطه های سخیف و غیر انسانی و بهره کشانه را؟

س. ر. جداشده از فرقه رجوی در آلبانی

توضیح بنیاد خانواده سحر: محرومیت از خواب و استراحت یک شیوه شناخته شده فرقه های مخرب کنترل ذهن برای مغزشوئی است. مهوش سپهری (نسرین) در اشرف به فرماندهان می گفت که نفرات باید آنقدر در طول روز خسته شوند که شب قبل از اینکه سرشان به بالش برسد خوابشان برده باشد. مهدی ابریشم چی (شریف) می گفت که فاصله زمانی از وقتی که فرد به رختخواب می رود تا وقتی که خوابش ببرد خیلی خطرناک است چون فرصت فکر کردن پیدا می کند و فکر کردن برای مجاهدن خلق خطرناک است.

“افطاریهای مریم رجوی”

مقاله ای از الف. دال. جداشده در آلبانی
لینک به منبع

طبق سنت همه ساله فرقه رجوی، که یکی از رسم های قدیمی سران فرقه برای حداکثر استفاده ابزاری از ایام ماه مبارک رمضان است، امسال چشمه های جدیدی برای اولین سالی که از این فرقه جهمنی بیرون آمدم برایم رو و عیان شد.

قبل از آن لازم است به عرض خوانندگان گرامی برسانم که در درون فرقه رجوی همیشه در چنین ایامی مهمانی های مختلفی برگزار میشد. ابتدا مهمانی فرماندهان مختلف قرارگاه که به اصطلاح میخواستند برای نیروها قیمت بدهند و با ظاهر سازی و پذیرایی نیروها را به زعم خود  بیشتر بدهکار تشکیلات بکنند. سپس نوبت به افطاری فرمانده بالای قرارگاه میشد و نهایتا می گفتند این افطاری مربوط به مریم رجوی است.

تمام سر و ته موضوع این بود که نفرات بعد از صرف افطار یکی یکی به مجیزگویی از مریم بپردازند و در ستایش از او چاپلوسی نمایند. هرکس هم که ساکت گوشه ای نشسته بود یکی از سران فرقه می آمد بصورت خودمانی کنار او می نشست و با مهر خواهری یا مهر مادری به او میگفت که مشکلت چیست و بعد از کلی حرفهای مفت به آن فرد میگفت که الان بهترین موقع است برو پشت میکروفون و حرف دلت را به خواهر مریم بزن. صحنه ای که این اواخر واقعا کسی رغبت رفتن به آنرا نداشت گویی که یکسری یتیم و بی سرپرست را جمع کرده اند و می خواهند یک لقمه نان به آنها میدهند.

این بحث خودش داستانها دارد ولی نمیخواهم حوصله خوانندگان گرامی را سر ببرم بلکه میخواهم توجه شما را به چشمه های جدید این مهمانی های افطاری در جمع جداشدگان جلب نمایم. چندی پیش همان به اصطلاح دفتر فرقه که معرف حضور همه خوانندگان هست تعدادی از جداشدگان را دعوت نمود تا برای مهمانی افطاری به دفتر بیایند. دراین میان من و تعدادی از دوستان جداشده هم علی رغم میل خودشان ولی با اصرار بنده به آن مهمانی رفتیم.

از همان بدو ورود نقشه فرقه طبق روال ثابت باز نشخوار اعتلای روزافزون مقاومت در صحنه بین المللی و یکسری از این چرندیات ثابت بود و نهایتا حرف و درد اصلی خودشان را بازگو نمودند و توضیح و تذکر که با نفراتی که مستمری پناهندگی شان توسط سازمان قطع شده است کسی حق صحبت کردن و رابطه برقرار کردن ندارد.

متقابلا در یک برنامه از قبل هماهنگ شده حرفهای اصلی خودشان را در بین خودفروختگان خود توزیع نموده بودند تا آنان به اصطلاح از موضع خودشان در جمع بیان کنند. بعنوان مثال یک خودفروخته و مزدور خودشان به نفرات گفت که چرا آنهاییکه سازمان دیگر مستمری ماهانه به آنها نمیدهد و در عوض کمیساریا اسکانشان داده است نمی روید و اعتراض نمی کنید که بیرونشان کنند. یعنی قطع مستمری کافی نبود و باید از محل اسکان هم به جرم تمکین نکردن به خواسته های فرقه اخراج شوند، که با جواب دندان شکن نفرات مواجه شده و سرجایش نشست.

اما میخواهم توضیح و روشنگری نمایم که واقعا این حکومت فرقه ای آنچنان در حضیض ذلت و درمانده از جداشدگانی که در برابر مریم رجوی سر خم نکردند و به او و فرقه اش پشت کردند قرار گرفته است که حتی مهمانی های به اصطلاح افطاری را به صحنه بلاهت و ندانم کاری خودش تبدیل کرده است. در حالیکه از یک طرف بادکنک اعتلای روزافزون را باد میکند و به خورد نیروها میدهد اما چهره واقعی خودش را در چنین مهمانی هایی برملا میکند. مهمانی هایی که با دزدیدن پول جداشدگان برای اهداف پلید خودش هزینه میکند.

ولی بگذارید فارق از این تشبثات کثیف و بیهوده فرقه دست او را برای شما خوانندگان گرامی رو نمایم که ترس و وحشت اصلی فرقه وجود ما جامعه جداشدگان است که در برابر زورگوییهای فرقه سرخم نکردیم. درد فرقه رجوی یک چیز بیشتر نیست که سعی در مخفی نگاه داشتن آن دارد. ترس و هراس اصلی فرقه پیوند ما جداشدگان با خانواده هاست. این همان معضل و وحشت عمیق فرقه است.

لذا به مریم رجوی بایستی گفت که به زعم خود هر کاری میخواهی بکن. بگذار نوبت به ما هم خواهد رسید و بالاخره دستمان از زیر ساطور مستمری پناهندگی بیرون خواهد آمد و آنوقت برایت فراوان برنامه های افشاگرانه خواهیم داشت.

الف. دال. (تیرانا – آلبانی)

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید