حسین نژاد: «کشته شدن» کلاهی صفحۀ دوم سناریوی «مرحوم شدن» رجوی؟!

0
290

اگر فرد مقتول در هلند به نام علی معتمد که به گفتۀ پلیس این کشور توسط افرادی خارجی غیر ایرانی (احتمالا اجیر) کشته شده است به گفتۀ آقای صادقی همان محمد رضا صمدی کلاهی عضو سازمان مجاهدین و عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر 60 باشد هرچند که طبق پرسش و تحقیق اینجانب دوستان جدا شده از سازمان مجاهدین که کلاهی را قبل از جداشدنش از سازمان یعنی اواخر دهۀ شصت در تشکیلات سازمان در عراق دیده بودند می گویند که عکس منتشر شده از یک فرد مسن مطلقا به چهرۀ جوانی کلاهی نمی خورد و این او نیست؛ و اگر هم ترویج اینکه فرد مقتول همان کلاهی است که…

«کشته شدن» کلاهی صفحۀ دوم سناریوی «مرحوم شدن» رجوی؟!

فرقۀ رجوی در سوسوی امیدش به ترامپ می کوشد هر گونه ردپاها و مهره های خشونت و ترور سالیان را از خودش بزداید

سمت راست: کلاهی در سال ۶۰ - سمت چپ: علی معتمد که در هلند کشته شد

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

 http://peyvande-rahaee.fr/index.php/typography/610-2017-01-29-04-56-21

چندی پیش صدای آمریکا طی برنامه ای اظهارات فردی به نام مرتضی صادقی با عنوان «فعال سیاسی مقیم هلند» را در گفت‌وگو با برنامهصفحۀ آخرپخش کرد و گفت که وی «جزئیاتی از قتل یک مرد ۵۶ ساله ایرانی در هلند را بازگو کرد که ابتدا به مرد ناشناخته معروف شد و بعدتر او را علی معتمد معرفی کردند». و افزود که «آقای صادقی به شواهدی دست یافته که نشان می دهد علی معتمد نام دوم محمدرضا صمدی کلاهی است که از سوی مقامات ایران به عنوان متهم اصلی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی معرفی شده بود».

صدای آمریکا سپس به نقل از «سردبیر سابق» یک «وبسایت امنیتی» در ایران می گوید که «کلاهی از سوی نیروهای امنیتی ایران» ترور شده است.

ولی در عین حال از قول او مدعی می شود که «وزیر اطلاعات ایران نیز خبر ترور کلاهی را تأیید کرده اما «به طور رسمی اعلام نشد»!!.

ولی صدای آمریکا توضیح نمی دهد که اگر یک وبسایت، «امنیتی» یعنی متعلق به وزارت اطلاعات رژیم ایران است پس چرا همان وبسایت برخلاف دستور و خواست رئیس خود عمل کرده و چیزی را که او نمی خواهد «اعلام و رسانه ای کند» اعلام کرده است؟!

در منطق حقوقی و قضائی برای شناختن شخص یا جریان پشت یک حادثه معمولا و در صورت عدم وجود شواهد و دلائل دنبال پاسخ به این پرسش می روند که: چه کسی یا جریانی از این حادثه سود می برد؟. در این رابطه باید پرسید اگر رژیم حاکم بر ایران اقدام به این کار یعنی کشتن کلاهی کرده باشد دنبال چه سودی برای خود در عرصۀ داخلی یا خارجی است؟ یا چه سودی و نتیجه ای برای تثبت حاکمیت خود و یا تقویت و ادامۀ آن دارد؟ منطقا با توجه به شرایط و وضعیت امروز رژیم بویژه در عرصۀ بین المللی این اقدام به هیچوجه به سود رژیم نیست و هرگز دست به چنین ریسکی حاوی لو رفتن و پیدا شدن سرنخ آن نمی زند بویژه که بین رژیم ایران و دولت هلند رابطۀ دیپلماتیک عادی وجود دارد و حتما رژیم این شعور و عقل را دارد که این رابطه و روابطش با کل اروپا را که در حال بهبود و تقویت و پیشرفت روزافزون بویژه متعاقب برجام می باشد فدای یک انتقام و تلافی جویی یا خونخواهی سی و پنج ساله نسازد آن هم علیه کسی و جریانی که رژیم ایران مطلقا به تأیید تمام تحلیلگران سیاسی هیچگونه خطری از سوی او و سازمان متبوع سابقش یعنی سازمان مجاهدین خلق احساس نمی کند و اساسا نه شخص کلاهی و نه سازمان مجاهدین دیگر مبارزه ای و نیرو و توانی علیه رژیم ندارند.

اگر فرد مقتول در هلند به نام علی معتمد که به گفتۀ پلیس این کشور توسط افرادی خارجی غیر ایرانی (احتمالا اجیر) کشته شده است به گفتۀ آقای صادقی همان محمد رضا صمدی کلاهی عضو سازمان مجاهدین و عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر 60 باشد هرچند که طبق پرسش و تحقیق اینجانب دوستان جدا شده از سازمان مجاهدین که کلاهی را قبل از جداشدنش از سازمان یعنی اواخر دهۀ شصت در تشکیلات سازمان در عراق دیده بودند می گویند که عکس منتشر شده از یک فرد مسن مطلقا به چهرۀ جوانی کلاهی نمی خورد و این او نیست؛ و اگر هم ترویج اینکه فرد مقتول همان کلاهی است که با استدلالهای بسیار ضعیف و مغایر با واقعیتها صورت می گیرد یک سناریوی از پیش تعیین شده برای مقتول و تمام شده جلوه دادن کلاهی باشد؛ قطعا این کار در هر دو احتمال فوق توسط خود این سازمان (فرقۀ رجوی) صورت گرفته و به انجام رسیده است چرا که تنها سودبرنده در شرایط و اوضاع امروز سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) از این قتل و یا چیدن سناریوی موهوم آن به صورت غیر مستقیم و کشاندن افرادی مثل آقای صادقی و صدای آمریکا به صورت ناآگاهانه به تبلیغ و ترویج آن تنها و تنها همین سازمان یعنی فرقۀ رجوی است چرا که این فرقه که پیش از این از زبان شیخ عربستانی ترکی الفیصل «مرحوم» و متوفی شدن رجوی را اعلام کرده بود در راستای سیاست جا انداختن خود برای اربابان جدید آمریکایی اش به عنوان آلترناتیوی دموکراتیک و معتدل و ضد خشونت و ترور برای ایران به شدت به زدودن ردپاهای ترور و خشونت و حذف سمبلها و مهره ها و چهره های معروف سالیان خشونت و ترور که در رأس آنها رجوی و کلاهی قرار داشته یا دارند و و یا به محذوف جلوه دادن آنها نیاز دارد و این نیاز را از فعالیتهای شبانه روزی این فرقه در آمریکا مبنی بر چربتر کردن سبیل لابیهایش برای جا انداختن آن در دولت ترامپ به عنوان آلترناتیو مناسب (ضد خشونت و ترور!!) به خوبی می توان مشاهده کرد. البته طبیعی است که در صورت قتل نامبرده در هلند توسط خود فرقه که در هر صورت توسط افراد خارجی انجام گرفته ریسک کشف سرنخ آن و رسیدن به عامل و دست پشت آن یعنی فرقه در هلند بسیار پایین است چرا که فرقه در این کشور مانند سایر کشورهای اروپایی به هیچوجه به نام خودش دفتر و دستک و افراد مشخص علنی ندارد برخلاف رژیم ایران که روابط رسمی و سفارت و مسئولان دیپلماتیک علنی دارد.

بنابراین اعلام مرگ رجوی از یک سو و اعلام قتل کلاهی از سوی دیگر اعم از اینکه واقعیت داشته باشند یا نه دو صفحۀ یک سناریو برای تأمین نیاز مبرم فرقۀ رجوی در شرایط و اوضاع نابسامان و ورشکستۀ نیرویی و استراتژیک امروزش و در صحنۀ بین المللی امروز به سفید سازی گذشته اش و پاک کردن دستش از ترور و خشونت و خون و مرگ که سالها شعار و عمل این فرقه بودند می باشد و بس…

صفحه آخر VAO : مدعی «کشته شدن» کلاهی عامل انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی شد

سمت راست: کلاهی در سال ۶۰ - سمت چپ: علی معتمد که در هلند کشته شد

https://www.youtube.com/watch?v=PdiHjbINtOc&feature=youtu.be

Hosseinnejad-dokhtarash

 https://www.youtube.com/watch?v=hy9yGEwu_ho&t=2092s

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید