علی جهانی: نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو

0
47

نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو

علی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  هفتم) خارج از عراق و بدون حضور رهبری. نکته بسیار قابل توجه اینکه در سال پنجاه و هفت سازمان در اوج قدرت و توانایی بود و رجوی هم با برخورداری از اوج پتانسیل اعمال هژمونی و دیکتاتوری بالای سر نیروها بود و بعد هم که در عراق بقول خودش در جوار خاک میهن تحت حمایت صاحب خانه یعنی اربابش صدام … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ تیرانا آلبانیَریزش نیرو در سازمان محاهدین ـ هتل المیرای آلبانی دیگه جا نداره

لینک به منبع

نگاهی به اعلام مرحله تهاجم سیاسی از طرف مریم عضدانلو

علی جهانیهمانطور که همگان در جریان هستند فرقه رجوی بعد از خروج خفت بار از عراق و منتقل شدن نیروهای وارفته و زوار در رفته به اصطلاح ارتش آزادیبخش به ساختمانهای آپارتمانی در کمپ تیرانا ؛ خانم مریم عضدانلو که این روزها سعی می کند جای خالی شوهرش را که سرنوشتی نامعلوم دارد ؛ پر کند ؛ ایشان  بطور غیر مستقیم به عقب نشینی از مبارزه مسلحانه و فاز نظامی دست زده و اعلام مرحله تهاجم سیاسی کرده است و بعدش هم بلافاصله بعد از انتقال نیروها به تیرانا و آپارتمان نشین شدن ارتش آزادیبخش , شتابزده و سراسیمه خودش را به آنجا رسانده تا با اضافه کردن بند جدیدی به انقلاب کذایی اش تحت عنوان” بند بیان ” از موج روز افزون ریزش نیرویی جلوگیری کند و سعی کند که به  نیروها بقبولاند که گذشته ها را فراموش کنند و فقط با بیان تناقضات خطی و استراتژیکی خود را تخلیه کنند و به همین بسنده کنند و انتظار پاسخ سوالات خود را از سران سازمان نداشته باشند و خلاصه بنوعی این نیروها را با این ترفندهای تکراری سرگرم کرده تا همچنان بتوانند آنان را در کمپ تیرانا محبوس و بدور از دنیای بیرون  نگه دارند. البته بسیار واضح و روشن هست که با این کارها راه بجایی نمی برند و بقول معروف آب در هاونگ کوبیدن هست . حال برای اثبات این موضوع و دلایل چنین عقب نشینی خانم مریم عضدانلو تحت عنوان اعلام مرحله تهاجم سیاسی لازم می بینم به نکاتی در این رابطه اشاره ای کوتاه و مختصر داشته باشیم .

یکم) این یک دور جرخش باطل می باشد

همانطور که در جریان هستید مسعود رجوی که بعد از آزادی از زندان ساواک شاه توسط قیام ضد سلطنتی مردم ایران ؛ بخاطر قدرت طلبی مفرطی که داشت ؛  سودای رهبری انقلاب مردم ایران را در سر می پروراند و به همین خاطر بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب در بهمن ماه سال پنجاه و هفت اعلام فاز سیاسی کرد و فکر می کرد بزودی می تواند مسیر انقلاب نو پای مردم را به نفع خودش تغییر دهد و به قدرت برسد اما بعد از دوسال و نیم فتنه انگیزی نه تنها به اهدافش نرسید بلکه بخاطر همین فتنه انگیزی هایش به شدت مورد تنفر مردم و گروههای سیاسی قرار گرفت . در نتیجه با رو شدن دست رجوی و مواجه شدن ایشان با دست رد از طرف مردم شریف ایران ؛ آن روی زشت و کثیف خودش را با اعلام فاز نظامی در سال شصت نشان داد و بعدش با فرار به فرانسه مرتبا وعده های پوشالی سرنگونی شش ماهه داد و بعد هم که با رفتن به عراق و نوکری برای صدام و شرکت در جنگ ایران و عراق بر علیه مردم ایران ؛ اوج دشمنی اش را نسبت به مردم ایران نشان داد و  حالا  بعد از  سقوط صدام و خروج خفت بار از عراق خانم ایشان تحت عنوان به اصطلاح رئیس جمهور مقاومت اعلام مرحله تهاجم سیاسی کرده است !!! که واقعا بسیار مضحک و خنده دار هست که دوباره می خواهند بعد ازتقریبا چهل سال برگردند به پله اول و اعلام مرحله سیاسی بکنند یعنی این یک دور باطل از فاز سیاسی تا فاز نظامی و بعدش دوباره  همان فاز سیاسی با اندکی بازی با کلمات تحت عنوان مرحله تهاجم سیاسی است که می خواهند  به خورد نیروهای نگون بخت مستقر در کمپ تیرانا بدهند .

دوم)رو شدن دست سازمان و عملکرد فرقه گرایانه اش

همانطور که میدانید در سال پنجاه و هفت سازمان هنوز ناشناخته بود و مردم شناخت آنچنانی روی این سازمان و عملکرد رهبری اش  نداشتند لذا در اوایل اعلام فاز سیاسی از طرف رجوی این سازمان یک رشد بادکنکی کرد ولی دیری نپایید که این بادکنک ترکید و رجوی به فاز نظامی روی آورد و رودرروی مردم ایران به قدرتهای بیگانه آویزان شد ولی باز با آن همه حمایتهای بی دریغ مالی و نظامی صدام راه بجایی نبرد . حالا خانم ایشان چطوری بعد از رو شدن دست سازمان نزد مردم ایران به سبب خیانت های بیشمارش می خواهد با اعلام مرحله تهاجم سیاسی یعنی بهتر بگویم عقب نشینی و برگشت به سال پنجاه هفت سرنگونی را بقول خودش محقق کند ؟

سوم) وضعیت اسف بار

فرقه رجوی بعد از خلع سلاح و خروج از عراق در وضعیت فلاکت بار و در آستانه فروپاشی قرار گرفته است لذا به این خاطر به دستور اربابانش از روی ناچاری دست به این عقب نشینی از مواضع قبلی اش زده و اینطوری وانمود کرده که از استراتژی ترور و خشونت می خواهد فاصله بگیرد .

چهارم) فرار از پاسخگویی

خانم عضدانلو برای فرار از پاسخگویی به انبوه سولاتی نظیر اینکه رجوی کجاست و سرنگونی چی می شود و ارتش آزادیبخش بدون سلاح و و بدون حضور در عراق چی می شود که از طرف  نیروها مطرح شده است می خواهد بدین وسیله   وانمود کند  که هنوز مقاومت ادامه دارد و بنوعی با ترفند بتواند سر نیروها شیره بمالد و سوالات شان را بی پاسخ دور بزند و بحث را عوض کند .

پنجم) عقب تر از همه گروههای سیاسی

 رجوی بخاطر گذشته خیانت بارش و همچنین بخاطر تمامیت خواهی اش که نفرت همه گروههای سیاسی را بر انگیخته است ؛  اگر هم واقعا اکنون بخواهد با این اعلام به اصطلاح مرحله تهاجم سیاسی وارد فعالیت و مبارزه سیاسی گردد و از گذشته اش فاصله بگیرد . دیگر نمی تواند نه تنها بقول خودش تنها آلترناتیو باشد بلکه حتی بعنوان یک گروه سیاسی مطرح قابل حساب کردن باشد و به همین دلیل و بخاطر عدم برخورداری از یک جایگاه مشروع در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور در عقب همه این گروههای سیاسی قرار می گیرد که اصلا به حساب نمی آید و کسی بدان توجهی نمی کند.

ششم) نیروهای مسئله دار نمی توانند گذشته را به سادگی فراموش کنند

خانم عضدانلو می خواهند بدین وسیله نیروها را وادار کنند که  گذشته خیانت بار و سراسر جنایت سران فرقه و بطور خاص رهبری سازمان نسبت به مردم ایران و مردم عراق و نیروهای معترض سازمان را فراموش کنند و تنها با بیان تناقضات خود به آینده فکر کنند که اصلا چنین چیزی امکان ندارد و نیروها به هیچ وجهی نمی توانند گذشته پر از اشتباهات تاریخی و استراتژیکی و تصمیمات غلط شخص رجوی که منجر به کشته شدن انبوهی از نیروها گشته است را به سادگی فراموش کرده و از ذهن خود پاک نمایند و این  نه تنها یک امر بسیار محالی می باشد  بلکه اینبار نیروها نمی توانند بدون گرفتن جواب سوالات شان با این سازمان فرقه گرا ادامه دهند . بنابر این خانم عضدانلو نمی تواند به سادگی نیروها را وادار به فراموش کردن گذشته نماید .

هفتم) خارج از عراق و بدون حضور رهبری

نکته بسیار قابل توجه اینکه در سال پنجاه و هفت سازمان در اوج قدرت و توانایی بود و رجوی هم با برخورداری از اوج پتانسیل اعمال هژمونی و دیکتاتوری بالای سر نیروها بود و بعد هم که در عراق بقول خودش در جوار خاک میهن تحت حمایت صاحب خانه یعنی اربابش صدام ارتش کوچک مزدوری اش را تشکیل داده بود نتوانست راه بجایی ببرد . حال این خانم که توسط رجوی بطور باسمه ای در این سمت گمارده شده است و  اصلا بدلیل عدم سوابق تشکیلاتی اش نمی تواند جای خالی ایشان را پر کند ؛  چگونه می تواند در فقدان ایشان و خارج از عراق در دنیای آزاد ؛  با این گام بزرگ عقب نشینی به پله اول سکاندار این به اصطلاح مقاومت بشود و بقول خودش سرنگونی را محقق کند ؟

بنابر این ملاحظه می فرمایید که این اراجیف خانم عضدانلو تحت عنوان تهاجم سیاسی تبلیغاتی هست و بقول معروف باسیلی صورت خود سرخ کردن می باشد و از نظر بنده به دلایل مهم زیر این اراجیف سر هم بندی شده است

۱) بخاطر مصرف داخلی و جلوگیری از یاس و سرخوردگی نیروها بعد از خروج از عراق و برای سرگرم کردن آنها با این بحث های پوشالی و جلوگیری از موج روز افزون ریزش نیرویی می باشد .

۲) بخاطر مصرف خارجی و پیام دادن به اربابان جدید خودش یعنی شیوخ مرتجع عربستان و اسرائیل و دیگر دول غربی که وانمود کند که از گذشته خودش یعنی مبارزه مسلحانه و استراتژی ترور و خشونت می خواهد فاصله بگیرد .

نتیجه اینکهاولا  خانم عضدانلو که بخاطر عدم سابقه اش و بخاطر منصوب شدن از طرف کسی که اکنون حضور فیزیکی ندارد نمی تواند در جایگاه رهبری این سازمان خود را جا بزند و اعلام مرحله کند و ثانیا اینکه در این شرایط اسف بار و بسیار وخیم همه جانبه سازمان حتی اگر خود رجوی هم حضور داشته باشد نمی تواند این خط بقول خودشان مرحله تهاجم سیاسی را پیش ببرد و کسی دیگر در مناسبات در فروپاشی اش تره خرد نمی کند و حتی دیگر اینکار ها برای در حد  سرخ نگه داشتن صورت فایده ای ندارد و بقول معروف دیگر دیر شده است و نمی توانند به سادگی با این ترفند های سوخته و تکراری کسی را بفریبند

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید