طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین

0
248

رهبری این فرقه یک فاشیست به تمام معناست و گستره دیکتاتوری شخص رجوی علاوه بر روان و ذهن افراد گروهش به ساحت جسمانی آنها نیز کشیده شده است نگاهی به اردوگاههای ایزوله آنها نشان دهنده بی توجهی به ابتدایی ترین نیاز انسانها و سرکوب وحشیانه امیال مشروع و طبیعی انسان است که نتیجه آن شیوع علائم افسردگی و روان پریشی و اختلالات شخصیتی و جنسی در میان افراد درون مجاهدین است و رجوی مسئول مستقیم این فاجعه و گسترش افسردگی و روانپریشی در افراد تحت سازماندهی خود می باشد آیا او هیچ پاسخی برای این همه جنایت و نقض حقوق بشردارد؟

گفتگو با دکتر ژیلا بهنام در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت دوم
گفتگو با دکتر ژیلا بهنام ـ قسمت دوم

آرش رضایی : پس دیدگاه صریح شما به عنوان یک پزشک متخصص زن ایرانی در باره انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی که داعیه ی حل تضاد جنسی در طول تاریخ بشررا دارد امری ست غیرمنطقی و تاکید بر واهی بودن چنین ادعایی ست؟

دکتر بهنام : بله ، در ادامه ی توضیحی که دادم می توان وارد بحث اصلی ، همان انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی که داعیه ی حل تضاد جنسی در طول تاریخ بشررا دارد ، شد. رجوی به اسم انقلاب ایدئولوژیک و به منظور سرپوش گذاردن بر تمام شکست ها و تحلیل های مفتضحانه خود و برای انحراف افکارعمومی از پاسخ گویی روشن پیرامون عملکرد خائنانه و غیر انسانیش و عدم اعتراف بر حماقت و ناتوانی های خود ، شعار پوچ ، مضحک و دردآور حل تضاد جنسی را علم کرده است تا تمام خیانت ها و ناکامی هایش را به گردن این نیاز طبیعی ، قانونی و الهی انسان ها بیاندازد. رجوی و سایر رهبران این فرقه بدون هیچ گونه تحقیق علمی و حتی بدون آشنایی کامل با ارگانیسم وجودی و فیزیولوژی سلولی و ارگانیک بدن انسان به تبلیغ و اشاعه انقلاب ایدئولوژیک در درون مناسبات فرقه و ارائه ی این کشف بی پایه و بی اساسشان می کنند. به یقین نه رجوی و نه هیچ کدام از طراحان و برنامه ریزان و کادر رهبری فرقه رجوی کوچکترین علم ودانشی از ساختار وجودی انسان در ابعاد جسم و روان نداشته اند و یا آگاهانه آن را نادیده انگاشته اند تا با راه اندازی یک انقلاب پر سر و صدا اما پوشالی و با تکیه بر نقض حقوق انسان ها به نیات پلیدشان برسند چرا که امروزه حتی دانشجویان جوان پزشکی و روانشناسی نیز می دانند که لگام زدن یا نادیده گرفتن نیاز های غریزی در دراز مدت چه عواقب جبران ناپذیری در سطح سلامت فردی و اجتماعی به بار می آورد و اما دستاورد غم انگیز دیگر این حل تضاد جنسی ، حذف کانونهای خانوادگی در سازمان بوده است باید گفت خانواده مامن و پشتوانه همیشگی انسان ها درطول تاریخ بشری است و حذف بنیاد خانواده در مناسبات فرقه رجوی دستاورد عجیب ، غیر قابل باور ، مضحک و به شدت درد آور این انقلاب توخالی است. انقلابی که تمام بنیانهایش را ستون های سست و شکننده نادانی رهبرانش تشکیل می دهد رهبرانی که برای رسیدن به اهداف غیرانسانی و پلیدشان انسان ها را با تئوری ها و دستورات دیکتاتورمابانه و به شدت منحط خود در معرض آسیب های متعدد قرار می دهند.انقلاب ایدئولوژیک

انقلاب ایدئولوژیک

آرش رضایی : دوست دارم جمعبندی نهائی شما به عنوان یک پزشک در رابطه با موضوع طلاق های اجباری ، تلاشی کانون خانواده و انقلاب ایدئولوژیک در مناسبات مجاهدین که بی شک زائیده تراوشات ذهنی مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین است را بشنوم.

دکتر بهنام : در دنیای کنونی و در حالی که دانشمندان و محققان علوم روانشناسی و پزشکی از حمایت های خانوادگی و خانواده درمانی در معالجه بسیاری از بیماری های شدید و مزمن روانی سود می برند و اساس بسیاری از معالجات و درمان هایشان را بر هماهنگی با اعضای خانواده و روابط عاطفی آنها پی می ریزند و درحالی که دنیای معاصر به نقش غیرقابل انکار و بی بدیل خانواده در سلامت جسم ، روان ، اخلاق و رفتار انسانها یقین پیدا کرده است وسعی و تلاش دانشمندان روانشناس در جهت تبلیغ و حفظ روابط خانوادگی و داشتن خانواده های منسجم و پرعاطفه است متاسفانه رجوی و کادر رهبری فرقه از حذف خانواده و طلاق های اجباری به عنوان یک راه حل و بزرگترین دستاورد خود سخن به میان می آورند و دون کیشوت وار آن را در بوق و کرنا کرده اند.اما چرا رهبران فرقه یک مقاله علمی و ثابت شده در زمینه اثبات فواید ”حذف رابطه جنسی مشروع و طلاق اجباری” در بهبود عملکرد انسانی ارائه نمی دهند؟آنها فقط و فقط به پیشبرد اهداف فرقه ای می اندیشند و در این راستا تا آنجا پیش رفته اند که سلامت جسم و روان افراد فرقه را فدای تئوری هائی کرده اند که از پایه و اساس نادرست و غیرعلمی ست.رهبران فرقه رجوی در مورد یک موجود انسانی همچون یک ابزار مکانیکی و جسم بیروح نظر می دهند غافل از آنکه آنچه آنها وضع می کنند و حقوقی که حذف می کنند ابتدایی ترین و واضح ترین حق انسانی یک موجود بشری است یعنی حق استفاده انسان از تمام ارگانها واندامهای خود در جهت حفظ سلامت جسمی و روانی فردی و در نهایت عملکرد اجتماعیش. این حق آنقدر بدیهی و آنقدر واضح است که هر قانونی و هر فرقه و گروهی بر حذف آن اصرار کند بشدت غیرانسانی و ضد حقوق بشری جلوه می نماید. گرفتن حق ارتباط جنسی مشروع از یک انسان نقض واضح حقوق طبیعی ، الهی ، قانونی و بشری اوست و آنکه این حق را ضایع می کند ناقض صریح حقوق بشر است چرا که خداوند انسان را با تمام صفات و ویژگی های لازم جهت داشتن رابطه جنسی مشروع و سالم واحساس لذت از کانون خانواده آفریده است و با شستشوی ذهنی و پاکسازی روانی هیچ گاه فیزیولوژی سلولی و ارگانیک بدن انسان تغییر نمی کند. امید است رهبران فرقه در نهایت حماقت و با تاکید بر نظریه بی اساسشان وجود ارگانهای جنسی را در بدن یک انسان نفی نکنند وگرنه موضوع انقلاب ایدئولوژیک بیشتر به یک شوخی بی مزه شباهت دارد تا یک انقلاب رهایی بخش.دردنیای امروز که وجود خانواده ی مستحکم درجوامع انسانی نشان دهنده تحکیم روابط درونی و نیروهای درونی و ناپیدای هر اجتماعی است رجوی و سایر رهبران فرقه دست به بدعت متناقضی زده اند بدعت آنها بسیار مضحک ودر عین حال دردآور است حذف این مهم یعنی نفی و طرد هر گونه روابط عاطفی و طبیعی مشروع از زندگی انسان ها و تلاشی خانواده ها و حذف ارتباط جنسی سالم در حریم خانواده یک فاجعه انسانی در مناسبات درونی فرقه رجوی است و رهبری فرقه اگر آگاهانه دست به این جنایت زده است باید اقرار کرد که گناه این جنایت و محروم کردن انسان ها از حقوق طبیعی انسانی و اجتماعی ، رهبران فرقه را در ردیف بزرگترین جنایتکاران تاریخ قرار می دهد و اگر با تکیه بر نادانی و حماقت و جهل ، افرادی را سازماندهی کرده و در پروسه انقلاب ایدئولوژیک آنان را در معرض آسیب های جسمی و روانی قرار داده است باید شخص رجوی را در زمره بزرگترین نادانان تاریخ رهبری یک گروه انسانی قرار داد.نیازهای جنسی و عاطفی و نیاز به داشتن خانواده از دیرباز تاکنون از زمان خلقت انسان همیشه بوده و خواهد بود و اما رجوی با لگدمال کردن این نیاز طبیعی و مشروع هیچ کار بزرگی جز نابود کردن و متلاشی ساختن سلامت جسمی و روانی افراد گروهش نکرده است بلکه می توان به جرات گفت رهبری این فرقه یک فاشیست به تمام معناست و گستره دیکتاتوری شخص رجوی علاوه بر روان و ذهن افراد گروهش به ساحت جسمانی آنها نیز کشیده شده است نگاهی به اردوگاههای ایزوله آنها نشان دهنده بی توجهی به ابتدایی ترین نیاز انسانها و سرکوب وحشیانه امیال مشروع و طبیعی انسان است که نتیجه آن شیوع علائم افسردگی و روان پریشی و اختلالات شخصیتی و جنسی در میان افراد درون مجاهدین است و رجوی مسئول مستقیم این فاجعه و گسترش افسردگی و روانپریشی در افراد تحت سازماندهی خود می باشد آیا او هیچ پاسخی برای این همه جنایت و نقض حقوق بشردارد؟آرش رضایی : با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.دکتر بهنام : خواهش می کنم و سپاس که این فرصت را در اختیار من گذاشتید.

لینک به :http://www.nimnegah.org/farsi/?p=592گفتگو با دکتر ژیلا بهنام در باره  طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول فرقه رجوی و طلاق های اجباری تضاد جنسی

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید