فلسفه گری یا آب پاشی گلهای همسایه؟

0
179

فلسفه پدیده شناسی هوسرل توانست به دانشگاهها راه یابد ومورد توجه استادهای غیراجتماعی وغیر سیاسی قرار گیرد. این فلسفه مسیری بود میان جهانشناسی باستان وتجربه گرایی مدرن، که همسایه متافیزیک وایده آلیسم عقلگرای آلمانی نیز بود. فلسفه پدیده شناسی بازگشت به شناخت اشیاء بود وتاثیرمهمی روی جریانات فلسفی مانند هومانیسم و اگزستنسیالیسم و فلسفه زبان و روانشناسی و هرمنوتیک گذاشت. بازگشت به ماهیت شناخت اشیاء را بعدها فنومنولوگهایی مانند سارتر وهایدگر ادامه دادند.برگسن و سارتر وهایدگر نیزبعدها زیرتاثیر افکار هوسلر قرارگرفتند.

فلسفه گری یا آب پاشی گلهای همسایه؟

Hüsserl, Edmund 1859-1938

فلسفه علمی؛ ریاضی نمودن آن نیست.

علیشاه سلطانی ـ 31.10.2016

فلسفه گری یا آب پاشی گلهای همسایه؟

متفکرین بورژایی تاکنون هر 40-30سال یکبار ادعا کرده اند که توانسته اند فلسفه غرب را علمی کنند؛ در حالیکه بعد از 2500 سال هنوز این ادعا ادامه دارد. ادموند هوسرل،نظریه پرداز فلسفه فنومنولوگی یا پدیده شناسی، ومتفکر آلمانی زبان یهودی تبار،یکی از این کوشندگان بود. فلسفه او فلسفه حساب و ریاضیات و علوم تجربی و آنالیز و پوزیویتیسم است.

در آغازقرن بیست ،فلسفه ریاضی هوسرل میان دو مکتب ایده آلیسم و ماتریالیسم قرارگرفت. کوشش او برای علمی کردن فلسفه عکس العملی بود در مقابل فلسفه ادبی استتیک نیچه و فلسفه مذهبی ایده آلیستی کیرکگارد.A

فلسفه ریاضی هوسلر زیرتاثیرفلسفه تجربه گرایان آلمانی قرارداشت که در شرایط بحران فردواجتماع میخواست عقلگرایانه بماند. چپ ها همیشه می گفتند علمی نمودن فلسفه، ریاضی کردن آن نیست. هوسرل نیزریاضی دانی بود که فیلسوف شده بود. اوکوشید میان فلسفه وعلوم تجربی وصلتی ایجادکند چون این علوم هم نیازبه دلایل و اهداف وپایه های فلسفی دارند.

هوسرل بدلیل یهودی بودن بعداز روی کارآمدن نازیها از کاربرکنار شد وهایدگر به جانشینی اوانتخاب گردید. اودرطول فعالیتهای فلسفی اش 4-2 بار نظرات خودرا تغییرداد و اغلب از واژهها ومفاهیمی استفاده میکرد که نامشخص و چندپهلو وچندمعنی بودند. وی سرانجام سرازفلسفه اگزیستنسیالیسم و فلسفه زندگی درآورد.

هوسلر میخواست با کمک ابزار و راههای کفرآمیزبه شناخت خدا برسد. تفکراو را میتوان ادامه فرهنگ عصرروشنگری وفلسفه خردگرایان دانست، گرچه چپ ها او را فرزند ایده الیسم مدرن میدانستند. وی درپایان اعتراف کرد که ایکاش بجای فلسفه گری، گلهای باغچه همسایه اش را آب میداد. او میخواست فلسفه را به یک علم واقعی و اصیل تبدیل کند.

فلسفه هوسلرسالها طرفداران جهانی داشت ویکی ازمهمترین شاخه های مهم تفکردرنیمه اول قرن بیست بود. وی کوشید با کمک فلسفه فنومنولوگی وظاهرشناسی به ماهیت شناخت پدیدهها راه یاید. فنومن درزبان یونانی یعنی ظاهر شیئ است. اندیشه فنومنولوگی میکوشد ماهیت اشیاء ومقوله هارا تفسیر و معنی کند.

فلسفه پدیده شناسی در سال 1904 متفکرانی مانند مارکوزه و کیرکگارد و دریدا و گادامر و برگسن را تحت تاثیرخود قرار داد.هوسلرمیگفت فلسفه، شناختی است مطلق که خلاف مکاتب آته ایستی و ناتورالیستی و نسبی گرایی درجستجوی معنی زندگی است.او الهام رانیزمنبع شناخت میدانست ومدعی بودکه آگاهی رنگ وبوی الهام دارد.

هوسلربحران فرهنگی آنزمان غرب را نتیجه جنون نسبیت گرایی و عقل گریزی درجامعه میدانست و به مبارزه با روانشناسیگرایی پرداخت و میگفت برای حل بحران عصرجدید باید به یک جهانبینی طبیعی ماقبل تئوری تکیه زد تا بیگانگی میان زندگی و خردگریزی برطرف گردد.

باوجود مبارزه هوسلر با واقعگرایی و نسبی گرایی، این دو از شاخه های مهم فلسفه اگزستنسیالیستی در فرهنگ غرب شدند. او این دو را دلیل بحران فرهنگ گوناگون دوره مدرن میدانست. فلسفه نسبی گرایی مدعی بود که مقوله های آزادی و عدالت و رفاه و نیکی و غیره نسبی هستند ونه حکمهایی ابدی و آسمانی. هوسلرمیگفت که تنوع وکثرت در جهان مهم است ونه وحدت و یک نواختی.

45 هزار صفحه مطالب فلسفی هوسرل شامل کتابهای او یعنینظریه متغیرهاجستارهای روانشناسیپیرامون معنی عددفلسفه حساب ومعادلاتجستارهای منطقی فلسفه بعوان علمی اصیلآگاهی زمانی درونی انسانمنطق ظاهری تعالی خواهتحقیقات دکارتی در زبان فرانسهفلسفه دربحران بشر اروپاییبحران روانشناسی و علم اروپاییبحران علوم غربی و فنومنولوگی تعالی خواهایده هایی برای یک پدیده شناسی اصیلو فلسفه فنومنولوگی . میباشند

کتاب سه جلدی تحقیقات منطقیهوسلر انتقاد از روانشناسی متکی به شناخت ارسطویی؛ ولی بدون ایده آلیسم ارسطو است.

لطفا همراه تصویری از ادموند هوسلر

falsaf@web.de

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید