هفتادمین سالگرد درگذشت حبیب سماعی ‘اسطوره’ سنتور ایران

0
94

روح‌الله خالقی که در جوانی یک بار پای هنر نمائی سماعی ها نشسته در توصیف شیوه کار آن ها می گوید: “سماع حضور مثل کسی که حالت جذبه یافته باشد حوله ای روی سنتور کشید و شروع به نواختن کرد. هنوز چند مضرابی بیشتر نزده بود که به پسر خردسالش اشاره کرد ضرب را بردارد و با او همراهی کند. حبیب کوچک تنبک را به بغل گرفت و نرم نرمک با انگشتان ظریف خود بنواخت. دیگر صدائی جز ضربات مضراب استاد و پشتیبانی ضرب شنیده نمی شد…نفس ها حبس و چشم ها به دست های استاد خیره شده بود. مضراب ها به سرعت بر سیم ها می خورد و به قدری زیر دست استاد مرتب و شمرده و متوالی بود که جز خطی که بر سیم های سنتور عمود بود چیزی در هوا دیده نمی شد!”

هفتادمین سالگرد درگذشت حبیب سماعی ‘اسطوره’ سنتور ایران

  • 19 مهٔ 2016 – 30 اردیبهشت 1395

صد و پانزده سال از تولد و هفتاد سال از مرگ حبیب سماعی می‌گذرد؛ سنتورنوازی که در تاریخ موسیقی سنتی ایران به اسطوره‌ای تبدیل شده است.

پیشینه سنتور در ایران پست و بالای بسیار داشته است. آن گونه که از روایت‌ها بر می آید به دوره ساسانی می رسد. شاعران درباری از آن فراوان یاد کرده اند.

در دوره خلافت اسلامی سنتور جایگاه و موقعیت خود را به “قانون” وانهاد و رفته رفته از اعتبار افتاد. در دوره قاجار زمان فرمانروائی تار، سنتور از نو به میدان آمد.

در دوره قاجار سه چهره برجسته می شود: محمد صادق خان معروف به سرورالملک، سنتور نواز دربار ناصرالدین شاه؛ همان کسی که راه و رسم کوک کردن نخستین پیانوی ایرانی را پیدا کرد، سماع حضور که مهارت ویژه ای در نواختن سنتور داشته و پیش از نواختن وضو می‌گرفته تا با طهارت کامل نواخته باشد و سومی حبیب سماعی پسر سماع حضور که کار را با تنبک زدن همراه با سنتور پدر آغاز کرده و در جوانی به کمال دست یافته و نیروی خلاقه‌اش سبب اعجاب و شگفتی همگان می شد.

حبیب در سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران به دنیا آمد و پدرش سماع حضور از همان خردسالی آموزش او را بر عهده گرفت تا جایی که ساز او در سیزده سالگی باعث شگفتی شنوندگان می‌شد.

حبیب مدت کوتاهی را نیز در مدرسه موسیقی وزیری گذرانید. چیزهائی فراگرفت ولی چندی بعد آن ها را رها کرد و حتی نت نویسی و نت خوانی را به کناری نهاد.

چندی بعد سماع حضور با خانواده به مشهد کوچ کرد و طبعا حبیب را نیز با خود برد. چیزی نگذشت که ساز جادویی‌اش در میان مردم مشهد ولوله انداخت. حبیب ولی در درون ناآرام بود و روی یک خط حرکت نمی کرد. به زودی شیفته نظام شد و به خدمت ارتش درآمد با آن که خیری از نظام ندید و همگان همچنان او را به سازش می‌شناختند، تا پایان عمر کوتاه خود در لباس نظام باقی ماند.

روح‌الله خالقی که در جوانی یک بار پای هنر نمائی سماعی ها نشسته در توصیف شیوه کار آن ها می گوید: “سماع حضور مثل کسی که حالت جذبه یافته باشد حوله ای روی سنتور کشید و شروع به نواختن کرد. هنوز چند مضرابی بیشتر نزده بود که به پسر خردسالش اشاره کرد ضرب را بردارد و با او همراهی کند. حبیب کوچک تنبک را به بغل گرفت و نرم نرمک با انگشتان ظریف خود بنواخت. دیگر صدائی جز ضربات مضراب استاد و پشتیبانی ضرب شنیده نمی شد…نفس ها حبس و چشم ها به دست های استاد خیره شده بود. مضراب ها به سرعت بر سیم ها می خورد و به قدری زیر دست استاد مرتب و شمرده و متوالی بود که جز خطی که بر سیم های سنتور عمود بود چیزی در هوا دیده نمی شد!”

Image copyrightGOOGLE
Image captionروح‌الله خالقی می‌گوید که حبیب سماعی که بعدها جانشین خلف پدر گردید تنها نوازنده ای بود که به گفته خالقی سنتورش اثری از ساز استاد را داشت.

خالقی می افزاید:”حبیب سماعی که بعدها جانشین خلف پدر گردید تنها نوازنده ای بود که به گفته خالقی سنتورش اثری از ساز استاد را داشت. حبیب سماعی به زودی به شبه اسطوره ای در جامعه موسیقی سنتی ایران تبدیل شد و نام و یاد او در هاله ای از غرابت و اعجاب قرار گرفت.

عشق پروانهدرون ناآرام و ذات نابردبار حبیب سخت به زیانش تمام می شد. اگر دو سه تن از دوستانش نبودند و هدایتش نمی کردند، با همه احساس و مهارتی که در نواختن داشت، آن گونه که باید گل نمی کرد.

ابوالحسن صبا آموزگار بزرگ موسیقی سنتی و دوست نزدیک حبیب پس از آن که او به تهران بازگشت کلاسی برایش ترتیب داد تا شاگردانی را بپروراند ولی او دل و دماغ این کار را نداشت، اهل نواختن بود، نه آموختن. دو سه تن از شاگردان او مرتضی عبدالرسولی، قباد ظفر، نورعلی برومند که سماجت و بردباری بیشتری داشتند، توانستند از محضرش فیضی ببرند و به جائی برسند.

خالقی در تفاوت میان صبا و سماعی می گوید که اولی هر چه داشت و می دانست، نوشت و چاپ کرد و به همه آموخت، ولی دومی اصلا با نوشتن آهنگ هایش مخالف بود.”بعدها هم کاری کرد که اثری از پنجه و مضرابش باقی نماند.”

دوست دیگرش خواننده خوش صدا ولی رنجور آن سال ها پروانه بود که آن چه از سماعی باقی مانده با صدای او ضبط شده است.

می گویند عشق آتشینی به پروانه داشته و همین عشق سوز و حالی دیگر به نواخته های او داده است. خالقی از پنج صفحه به جا مانده از پروانه و حبیب یاد می کند که هنوز پس از دهه ها که از عمرشان می گذرد سخت تاثیر گذار است. مرگ نابهنگام و جانگداز پروانه بازار این صفحات را گرم تر کرد. صفحاتی که هنوز هم در زمان ما طالبان خود را دارد.

در سال ۱۳۱۹ که نخستین فرستنده رادیوئی در تهران آغاز به کار کرد، سماعی نیز جزء نخستین هنرمندانی بود که صدای سازش در سراسر ایران طنین انداخت و شهرتش فراگیرتر شد.

یک سال بعد که خالقی به معاونت اداره موسیقی برگزیده شد، به سماعی پیشنهاد کرد که از نظام به وزارت فرهنگ منتقل شود و کلاسی برای سنتور دائر کند. سماعی در آغاز پذیرفت و کلاس را به راه انداخت ولی زمان کوتاهی نگذشته پشیمان شد و دوباره به وزارت جنگ برگشت تا لباس نظام بپوشد.

مرگ طبیب ترانهیک دو سال بعد، مرگ نابهنگام کودک خردسالی که از دومین ازدواج خود داشت داغ ماتم را نیز بر نابردباری ها و ناآرامی های سماعی افزود. مرگ فرزند پس از مرگ پروانه او را از راه سلامت بازگردانید. شب زنده داری و باده پیمائی های مستمر خیلی زود او را از پای درآورد. می گویند شب ها آئینه ای جلوی خود می گذاشته و با خود درد دل می کرده است!

خالقی نیز می گوید:”مزاج او روز به روز ضعیف تر می شد، چنان که بیش از چند کیلو پوست و استخوان نداشت.” او در سال ۱۳۲۵ به ذات الریه گرفتار شد و به بستر بیماری افتاد. یکی از پزشکان گفته بود:”سماعی یک عضو سالم در بدن ندارد و تا آن جا که ممکن بوده در حق خود دشمنی کرده است!”

محمد حسین شهریار که خود از دوستان نزدیک حبیب سماعی بوده در رثای او سروده است:

“سنتور شد یتیم، به داغ حبیب خویش/ بیمار شد ترانه به مرگ طبیب خویش/

افسوس از حبیب که مرد و به خاک برد/ آن پنجه های دلکش و ذوق عجیب خویش/

ساز صبا به ماتم سنتور می گریست/ آری هنر عزیز بدارد رقیب خویش/”

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رونمایی از عکس منتشر نشده عارف قزوینی در سینما الوند همدان پس از ۸۴ سال

آرشیو موضوع : ادبیات ایران

برخورد آلمانی‌ها با شاهنامه: از دلبستگی تا واکاوی

ادب‌دوستان آلمانی از راه برگردان فرانسوی شاهنامه با شاهکار فردوسی آشنا بودند، تا این‌که برخی از گویندگان نامور و برجسته به ترجمه این اثر بزرگ به زبان آلمانی همت بستند. یوزف فون گورس، از مهم‌ترین نویسندگان پیشرو آلمان در سال ۱۸۲۰ ترجمه‌ای آزاد از شاهنامه را در دو مجلد منتشر کرد. پس از این اثر ترجمه‌های دیگری از شاهنامه …

فراز و فرود زرتشت؛ از هند تا ایرانیکا

محققین کتاب اوستا را به چند بخش – ترانه ها (گاتها)، سرودها (جاشتها)، قوانین (اوید واتها)،  و صداها تقسیم کرده اند. ادعا میشود که در دین زردشت هرکس بدون مغ ها و روحانیون میتواند مستقیم با اهورامزدا رابطه برقرار کند. واژه آخوند عنوانی است از زبان چینی و آسیای میانه و به معنی واسطه و مبلغ مذهبی …

سراینده «سلطان قلب‌ها» در بستر بیماری

محمدعلی حافظ‌ الکتب که به محمدعلی شیرازی معروف است، در سال ۱۳۱۹ در شهر شیراز متولد شده و هم پیش از انقلاب و هم پس از آن، برای خوانندگان مطرحی ترانه سروده است. ترانه‌های «روزی تو خواهی آمد» با صدای محمد اصفهانی، «زیر آسمان شهر» با صدای امیر تاجیک، «وقف پرنده‌ها» با صدای قاسم افشار، «گمشده» با صدای مسعود …

داستان‌خوانی در کلن: معرفی رمان “سهم من”

نویسنده در پاسخ به این پرسش که چرا او که سالها به عنوان پژوهشگر مسائل روان‌شناختی و تربیتی کار کرده، به جای ارائه گزارش‌های تحقیقی به نوشتن رمان روی آورده، گفت: «گزارش‌‌های زیاد تهیه و منتشر کرده بودم. ولی مگر چند نفر آن گزارش‌ها را میخوانند و چه نتیجه‌ای داشت؟ طبیعی است که برای نوشتن رمان “سهم من” …

نیما یوشیج، افسانه‌سرای شعر امروز ایران

افسانه‌ی نیما منظومه‌ای است که در فرم با شعر کلاسیک فارسی اختلاف زیادی ندارد. بدعت نیما در افسانه اضافه کردن یک مصرع آزاد پس از هر چهار مصرع است تا به گفته‌ی او مشکل قافیه‌پردازی از بین برود. اختلاف مهمی که افسانه را به مانیفست شعر نوی ایران تبدیل کرده به تازگی نگاه شاعر به جهان، زمینی کردن …

رونمایی از عکس منتشر نشده عارف قزوینی در سینما الوند همدان پس از ۸۴ سال

در ابتدای مراسم امیرشهاب رضویان، کارگردان سینما، ضمن اشاره به شخصیت‌های مهم تاریخی که در جنبش مشروطیت نقش داشته اند از جمله آقاسید جمال‌ واعظ‌همدانی که به اشتباه اصفهانی خوانده می شود، کلنل محمدتقی‌خان پسیان که رییس ژاندارمری همدان بوده و در جنگ تپه مصلی روسها را از شهر بیرون می کند، میرزاده عشقی شاعر انقلابی و آقاسید …

یاد پروین اعتصامی در زادروز شاعر

در 1000 سال اخیر اما نام 4 شاعر زن بیشتر بر سر زبان ها افتاد. ژاله قائم مقامی و پروین اعتصامی که اشعار کلاسیک می‌سرودند و اولی 5 سال پس از پروین درگذشت و خود پروین اعتصامی که در 35 سالگی و در سال 1320  چشم از جهان بست. دو نام دیگر هم آشنایند. فروغ فرخ زاد که …

محمد عبدی:آربی اوانسیان؛ کارگردانی «هم شرقی، هم غربی»

بخش سوم و چهارم کتاب یادداشت‌هایی از اشخاص مختلف از آتیلا پسیانی تا رامین جهانبگلو و محمدرضا اصلانی را در کنار هم قرار داده تا زوایای مختلف کار تئاتری و سینمایی آربی مورد بحث قرار گیرد و بخش پنجم که در جلد دوم قرار گرفته نمونه‌هایی از گفت‌و‌گوها و نوشته‌های آربی را شامل می‌شود و پس از آن …

درگذشت هما ناطق؛ یک دنیا شور برای شناخت تاریخ

در این زمان هما ناطق یکی دیگر شده بود. در شصت سالگی هر چند به کار تحقیقی دلبسته تر شده بود، اما از کرده‌های سیاسی خود با نفرت یاد می‌کرد. وقتی همکار یا به قول خودش «استادم» دکتر فریدون آدمیت در تهران درگذشت، در سوگنامه وی در مجله بخارا نوشته آدمیت را در دیباچه کتاب اندیشه‌های طالبوف نقل کرد …

به فرخندگی نوَد سالگی احمد شاملو

۲۱ آذرماه ۱۳۹۴ خورشیدی احمد شاملو ۹۰ ساله می‌شود. شاملوی شاعر – بر کنار از چند و چون کارنامۀ بیرون از شعرش، – در گذار فصل‌ها و نسل‌ها همراه با آیندگان در نبض زبان پارسی خواهد تپید و بازخوانی خواهد شد که گوهرۀ شعرش با سپیدۀ بامدادهای تا هرگز پیوند خورده است… احمد شاملو را نخستین بار در …

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید